تلنگر
دست ات را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.
احمد شاملو
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۹ ساعت 23:47 توسط فرامرز جوادی چروده
|
با زردی هزاران خزان سبز بودیم