درس گرافیک مطبوعاتی -دکتر کامران افشار مهاجر
1- ﻫﻨﺮ ﮔﺮاﻓﻴﻚ را ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ.
واژه ﮔﺮاﻓﻴﻚ از ﻣﺼﺪر ﻳﻮﻧﺎﻧﻲ graphein ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻧﻮﺷﺘﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. رﻳﺸﻪي آن در اﺻﻞ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﺧﺮاﺷﻴﺪن، ﺣﻚ ﻛﺮدن و ﻧﻘﺮه ﻛﺮدن اﺳﺖ، در روشﻫﺎي ﺗﻜﺜﻴﺮ ﻗﺪﻳﻤﻲ روي ﺳﻨﮓ ﻳﺎ ﻣﺲ را ﺑﺎ ﻋﻤﻠﻲ ﺷﺒﻴﻪ ﺧﺮاش دادن ﻣﻨﻘﺶ ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ و ﭘﺲ از ﺑﺮﮔﺮداﻧﻴﺪن آن روي ﻛﺎﻏﺬ، ﺗﻜﺜﻴﺮ را اﻧﺠﺎم ﻣﻲدادﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪاﻳﻦ ﻃﺮاﺣﻲ ﺧﻄﻲ ﮔﺮاﻓﻴﻚ اﻃﻼق ﻣﻲﮔﺮدﻳﺪ.
2- ﺗﺼﻮﻳﺮ را ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ
ﻫﻤﻴﺸﻪ وﺳﻴﻠﻪي ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮاي ارﺗﺒﺎط ﺑﻮده اﺳﺖ و ﺑﻪ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻳﻮﻧﮓ اﮔﺮ ﻣﺘﻀﻤﻦ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ در ﻣﺎوراي آﺷﻜﺎر و ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺧﻮد ﺑﺎﺷﺪ، ﻳﻌﻨﻲ اﮔﺮ ﻏﻴﺮ از ﺧﻮدش ﺑﺮ ﭼﻴﺰ دﻳﮕﺮي دﻻﻟﺖ ﻛﻨﺪ، ﻧﺸﺎﻧﻪ و ﻧﻤﺎد اﺳﺖ. ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﻗﺮاردادي. ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﻛﻪ از ﺳﺮ درد ﻣﻲﻛﺸﻴﻢ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ؛ اﻣﺎ در ﻧﺸﺎﻧﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ اﺳﺖ و ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﻃﺒﻴﻌﻲ را در ﮔﺴﺘﺮهي ﻧﺸﺎﻧﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﻗﺮار اﻣﺮوز، ﻓﻘﻂ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﻗﺮاردادي ﻧﻤﻲدﻫﻨﺪ.
3- ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ از ﻧﻈﺮ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﮔﺮوه ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ؟
از نظر موضوعي نشانه ها را مي توان به گروه هايي مانند نشانه هاي تجاري و بازرگاني، نشانه هاي فرهنگي،نشانه هاي سياسي و ... تقسيم كرد؛ به اين ترتيب نشانه هاي مطبوعاتي در گروه نشانه های فرهنگي قرارمي گيرند.
4- ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ از ﻧﻈﺮ ﺑﺼﺮي ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﮔﺮوه ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ؟
به دو گروه نشانه هاي تصويري و نشانه هاي نوشتاري. نشانه هاي تصويري معمولاً خلاصه شده ي تصوير انسان،حيوان يا اشيا است. در نشانه هاي نوشتاري فقط از نوشته و حروف براي طراحي استفاده م يشود و قابل تقسيم به 2 گروه است.
5- ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﻧﻮﺷﺘﺎري ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﮔﺮوه ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ؟
.1 ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺣﺮف اول ﻧﺎم ﻣﻮﺿﻮع ﻳﺎ ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ.
.2 ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﺎم ﻛﺎﻣﻞ ﻣﻮﺿﻮع اﺳﺖ.
ﮔﺎﻫﻲ ﻫﻢ در ﻣﻮاﻗﻌﻲ ﻛﻪ ﻧﺎم ﻣﻮﺿﻮع ﻳﺎ ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻃﻮﻻﻧﻲ اﺳﺖ، ﺣﺮوف اول ﻛﻠﻤﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﻋﻨﻮان را ﺳﺎﺧﺘﻪاﻧﺪ، ﺑﻪOrganisation Culturalدﻧﺒﺎل ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻲآﻳﻨﺪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻳﻮﻧﺴﻜﻮ ﻧﺎﻣﻲ ﻣﺘﺸﻜﻞ از ﺣﺮوف اول ﻛﻠﻤﺎت اﻧﮕﻠﻴﺴﻲUnited Nations ,Educational Scientific and )ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻼﻣﺖ اﺧﺘﺼﺎري O.C.S.E.N.U. ﻧﻤﺎﻳﺎﻧﺪه ﻣﻲﺷﻮد. ودر اﻳﺮان »ﻫﻤﺎ« ﻛﻪ از ﺣﺮوف اول ﻛﻠﻤﺎت ﻋﺒﺎرت »ﻫﻮاﭘﻴﻤﺎﻳﻲ ﻣﻠﻲ اﻳﺮان« ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ ﺟﺎي آن ﺑﻪﻛﺎر ﻣﻲرود.
.6 وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺑﺼﺮي ﻧﺸﺎﻧﻪ را ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ.
-ﺗﻨﺎﺳﺐ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺑﺼﺮي و ﺣﺎل و ﻫﻮاي ﻛﻠﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع آن؛ ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل ﻧﺸﺎﻧﻪي ﻳﻚ ﻣﺠﺘﻤﻊ ﺻﻨﺎﻳﻊ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻈﻤﺖ، ﺻﻼﺑﺖ و اﺳﺘﻮاري ﭼﻨﻴﻦ ﺻﻨﺎﻳﻌﻲ را ﺗﺪاﻋﻲ ﻛﻨﺪ و ﻧﺸﺎﻧﻪي ﻣﺆﺳﺴﻪي ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻟﻮازم آراﻳﺶ ﺑﺎﻳﺪ ﻇﺮاﻓﺖ و زﻳﺒﺎﻳﻲ در ﺧﻮر ﻣﻮﺿﻮع را اﻟﻘﺎ ﻧﻤﺎﻳﺪ. ـ وﺟﻮد وﺣﺪت، ﻳﻜﭙﺎرﭼﮕﻲ و ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺑﻴﻦ اﺟﺰاي ﺗﺸﻜﻴﻞدﻫﻨﺪهي ﻃﺮح؛ ﺗﺎ ﺣﺪ ﻣﻤﻜﻦ از ﺗﻨﻮع ﻋﻨﺎﺻﺮﺗﺸﻜﻴﻞدﻫﻨﺪهي ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﺮﻫﻴﺰ ﻛﺮد و در ﺣﺪي ﻛﻪ اﻳﺪهي ﻛﻠﻲ ﺻﺪﻣﻪ ﻧﺰﻧﺪ از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻛﻤﺘﺮي اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد.
ـ وﺟﻮد ﺧﻼﻗﻴﺖ و اﺑﺪاع در ﻃﺮح؛ اﻳﻦ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻫﻢ ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﻃﺮاح ﺑﺮ ﻃﺮح را ﻣﺤﺮز ﻣﻲﺳﺎزد؛ ﭼﻪ ﻃﺮاحﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ را ﺧﻠﻖ ﻛﺮده اﺳﺖ و ﻫﻢ ﻣﺆﺳﺴﻪاي ﻛﻪ ﺳﻔﺎرش ﻃﺮح را داده اﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪاي دﺳﺖ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ ﻛﻪ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد اﺳﺖ و ﻣﺸﺎﺑﻪ آن را دﻳﮕﺮي ﻧﺪارد.
ـ رﻋﺎﻳﺖ ﻣﻨﻄﻖ ﻻزم در اﻧﺪازهي ﺳﻄﻮح و ﺧﻄﻮط ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻨﻔﻲ و ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲﻫﺎي رﺳﺎﻣﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻣﻮارد ﻛﺎرﺑﺮد آن؛ ﻳﻌﻨﻲ در ﻃﺮاﺣﻲ ﻳﻚ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﻮارد ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻛﺎرﺑﺮدﻫﺎي اﺣﺘﻤﺎﻟﻲ آن ﺗﻮﺟﻪ و ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪاي ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺗﻤﺎم اﻳﻦ ﻛﺎرﺑﺮدﻫﺎ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ.
ـ ﻋﺪم ﺗﻜﻴﻪ ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪار و ﮔﺬرا؛ ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل در ﻃﺮاﺣﻲ ﺑﺮاي ﻳﻚ داﻧﺸﮕﺎه، ﺑﻪ ﻧﻤﺎدﻫﺎي ﺗﺼﻮﻳﺮي رﺷﺘﻪﻫﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺗﻜﻴﻪ ﻛﺮد ﻛﻪ ﻧﻤﺎد ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﭘﺮﮔﺎر اﺳﺖ و ﻧﻤﺎد ﻛﺸﺎورزي ﮔﻨﺪم و ... ﭼﺮا ﻛﻪ اﻳﻦ زﺑﺎن ﺑﺼﺮي ﻫﻢ ﺿﻌﻴﻒ و ﭘﻴﺶ ﭘﺎ اﻓﺘﺎده و ﻏﻴﺮ اﺑﺘﻜﺎري اﺳﺖ و ﻫﻢ ﺗﻌﺪاد رﺷﺘﻪﻫﺎي آن داﻧﺸﮕﺎه ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺛﺎﺑﺖ ﻧﻴﺴﺖ و در ﺣﺎل ﺗﻐﻴﻴﺮ اﺳﺖ.
ـ ﻟﺤﺎظ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪي ﻣﺨﺎﻃﺐ؛ ﻋﺪهاي ﺗﺎﺑﻊ اﻳﻦ ﺷﻌﺎرﻧﺪ ﻛﻪ ﮔﺮاﻓﻴﻚ زﺑﺎن ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ اﺳﺖ و ﻟﺰوﻣﻲ ﻧﺪارد وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻗﻮﻣﻲ را وارد آن ﻧﻤﻮد؛ اﻳﻦ در واﻗﻊ ﺣﻴﻠﻪ و ﻧﻮﻋﻲ ﺳﻔﺴﻄﻪ اﺳﺖ.اﻟﺒﺘﻪ در ﻣﻮاردي ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي راﻫﻨﻤﺎﻳﻲ و راﻧﻨﺪﮔﻲ، ﻣﺸﺘﺮك ﺑﻮدن زﺑﺎن ﺗﺼﻮﻳﺮي ﺑﻴﻦ ﺗﻤﺎم ﻛﺸﻮرﻫﺎ،ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻫﻤﺴﺎن و ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ دارد و ﺗﻮاﻓﻖ ﺑﺠﺎﻳﻲ اﺳﺖ؛ اﻣﺎ وﻗﺘﻲ ﻳﻚ ﻧﺸﺎﻧﻪي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را در اﻳﺮانﻃﺮاﺣﻲ ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ و ﻣﻮﺿﻮع آن ﻣﺜﻼً ﻣﺆﺳﺴﻪ اﻧﺘﺸﺎراﺗﻲ ﻳﺎ ﺟﺸﻨﻮارهي ﻓﻴﻠﻢ اﺳﺖ، ﺑﺎﻳﺪ اﻳﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪايﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﺪاﻋﻲ آن ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻳﺎ ﺟﺸﻨﻮاره را ﻧﻤﺎﻳﺪ ﻧﻪ ﻫﺮ ﻣﺆﺳﺴﻪ اﻧﺘﺸﺎراﺗﻲ ﻳﺎ ﻫﺮ ﺟﺸﻨﻮاره ﻓﻴﻠﻤﻲ را ﺑﻪ ﻃﻮر اﻋﻢ. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل در ﻣﻮاردي ﻛﻪ ﻣﻴﺴﺮ اﺳﺖ، ﺑﻪ وﻳﮋه در ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮ ﻫﻮﻳﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺗﺄﻛﻴﺪ داﺷﺖ و اﻳﻦ ﻣﻬﻢ را رﻋﺎﻳﺖ ﻛﺮد ﻛﻪ ﮔﺮاﻓﻴﻚ ﮔﺮﭼﻪ زﺑﺎن ﺟﻬﺎﻧﻲ اﺳﺖ، ﻳﻜﻲ از ﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮﻳﻦ ﻣﺤﻤﻞﻫﺎ ﺑﺮاي ﺟﻬﺖﮔﻴﺮي ﺻﺤﻴﺢ ﻫﻮﻳﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻃﺮح و ﺑﻴﺎن آن اﺳﺖ.
ـ اﺳﺘﻔﺎده از رﻧﮓ؛ در ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ، از رﻧﮓ ﺑﺮاي ﺗﺸﺪﻳﺪ ﻣﻌﻨﻲ و ﻣﻔﻬﻮم ﻣﻲﺗﻮان اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد، وﻟﻲ ﺗﺎ ﺣﺪ ﻣﻤﻜﻦ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﺮاي دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪي ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺎ رﻧﮓ ﺳﻴﺎه روي ﻛﺎﻏﺬ ﺳﻔﻴﺪ ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﻮد ﺗﺎ ذﻫﻦ ﻓﻘﻂ روي رواﺑﻂ ﺷﻜﻞﻫﺎ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﮔﺮدد و در ﺻﻮرت ﻟﺰوم ﭘﺲ از دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪي ﻣﻄﻠﻮب رﻧﮓ را ﺑﻪ آن اﺿﺎﻓﻪ ﻧﻤﻮد.
-ﻳﻚ ﻧﺸﺎﻧﻪي ﺧﻮب، در واﻗﻊ ﻣﺼﺪاق اﺻﻄﻼح ﺳﻬﻞ و ﻣﻤﺘﻨﻊ اﺳﺖ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﻌﺮ ﺳﻌﺪي ﻛﻪ در ﻧﻈﺮ اول ﺑﺴﻴﺎر راﺣﺖ و آﺳﺎن ﺟﻠﻮه ﻣﻲﻛﻨﺪ، اﻣﺎ وﻗﺘﻲ در آن دﻗﻴﻖ ﺷﻮﻳﻢ و ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﻛﻨﺎر ﻫﻢ ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻛﻠﻤﺎت و ﺻﻨﺎﻳﻊ و ﺑﺪاﻳﻊ ﺑﻪ ﻛﺎر رﻓﺘﻪ در آن را ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ، در ﻣﻲﻳﺎﺑﻴﻢ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﭘﻴﭽﻴﺪه اﺳﺖ. ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ در ﻫﻨﺮﻫﺎي ﺗﺼﻮﻳﺮي اﻳﺮان ﺑﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﻋﻈﻴﻤﻲ از ﻧﻘﺶﻫﺎ ﺑﺮ ﻣﻲﺧﻮرﻳﻢ ﻛﻪ در ﻧﻬﺎﻳﺖ اﺳﺘﺎدي و ﻣﻬﺎرت ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻧﻘﺶﻫﺎي ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آﺟﺮﻛﺎريﻫﺎ، ﮔﭻﺑﺮيﻫﺎ و ﻛﺎﺷﻲﻛﺎريﻫﺎ، ﻧﻘﺎﺷﻲﻫﺎ و ﺣﻜﺎﻛﻲﻫﺎ، ﻗﺎﻟﻲﺑﺎﻓﻲﻫﺎ و ﺳﺎﻳﺮ دﺳﺘﺒﺎفﻫﺎ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﻲﻧﻈﻴﺮ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪاﻧﻪاي از ﺧﻼﺻﻪ و ﺳﺎده ﺷﺪن ﺷﻜﻞﻫﺎي ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ دﺳﺘﻤﺎﻳﻪي ﮔﺮاﻧﺒﻬﺎﻳﻲ ﺑﺮاي ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ و ﺳﺎﻳﺮ آﺛﺎر ﮔﺮاﻓﻴﻚ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷﻮد. در ﺧﻮﺷﻨﻮﻳﺴﻲ ﻧﻴﺰ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎي ﺷﻴﻮهي ﻃﻐﺮي، ﺧﻂ ﻛﻮﻓﻲ ﺑﻨﺎﻳﻲ، ﻣﻬﺮﻫﺎي اﻣﻀﺎ و ﺳﺎﻳﺮ ﺗﺮﻛﻴﺐﻫﺎي ﺗﺼﻮﻳﺮي ﺧﻮﺷﻨﻮﻳﺴﻲ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎي درﺧﺸﺎن و ﻫﻨﺮﻣﻨﺪاﻧﻪاي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ، ﺑﻪ وﻳﮋه ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎ، ﻣﻲﺗﻮاﻧﻴﻢ از آنﻫﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﻴﺮﻳﻢ و آنﻫﺎ را اﺳﺎس ﻛﺎر ﺧﻮد ﻗﺮاردﻫﻴﻢ.
.7 ﺳﺮﻟﻮﺣﻪي ﻧﺸﺮﻳﺎت اﻳﺮان از آﻏﺎز ﺗﺎ اﻣﺮوز را ﺗﻮﺿﻴﺢ دﻫﻴﺪ.
آلمانی ها در تهیه روزنامه نخستین پیشروان بوده اند، نیم قرن پس از اختراع فن چاپ، اوراقی شامل اخبار در شهرهای روزنبرگ، اکسبورگ و کلن به صورت نامنظم منتشر می شد. انتشار نشریه های منظم در قرن هفدهم میلادی عملی شد.که البته تیراژ آنها بسیار اندک بود و از چند صد عنوان تجاوز نمی کرد. روزنامه در آغاز کالایی تجملی به شمار می رفت و در محافل و فروشگاهها به نمایش گذاشته می شد و به منزله جاذبه ای برای جلب مشتری به کار می رفت.
اولین روزنامه ایران کاغذ اخبار بود که در سال ۱۲۵۳ هجری قمری به فرمان محمد شاه قاجار و به همت میرزا صالح شیرازی منتشر شد. قطع آن 24 در 40 سانتی متر بود و متن با خط نستعلیق و عناوین با خط ثلث نوشته می شد. این روزنامه که فقط روی یک طرف کاغذ چاپ می شد حداقل تا سال ۱2۵۶ هجری قمری انتشار یافته و فقط سه شماره از تمام نسخه های منتشر شده آن به دست آمده است.
دومین نشریه فارسی زبان در ایران روزنامه وقایع اتفاقیه بود که به همت میرزا تقی خان امیرکبیر منتشر شد و شماره نخست آن در پنجم ربیع الثانی سال ۱۲۶۷ هجری قمری انتشار یافت؛ این شماره عنوان روزنامه اخبار دارالخلافه طهران را داشت، ولی از شماره دوم نام آن به روزنامه وقایع اتفاقیه تغییر یافت.
این روزنامه به مدت ده سال در ۴۷۱ شماره در چهار تا هشت صفحه و بندرت در دوازده صفحه، در تهران به چاپ رسید و از شماره ۴۷۲ نام آن به روزنامه دولت علیه ایران تغییر یافت. روزنامه وقایع اتفاقیه در قطع 5/30در 17 سانتی متر به تیراژ ۶۰۰ الی ۷۰۰ نسخه به چاپ می رسید.
نقش شیر و خورشید در بالای صفحه اول بسیاری از روزنامه های دوره قاجار دیده می شود که علامت دولت ایران بوده است. البته نقش شیر و خورشید تا قبل از قرن ششم و هفتم هجری قمری مطلقا در دستگاه اداری و سلطنتی ایران به کار برده نشده است. از حدود دورۂ غزنوی شعرا زمینه را برای گنجاندن نقش شیر و خورشید در مظهر و نماد سلطنت و شکوه دستگاه پادشاهی، آماده کردند و بتدریج این نقش که نشانه يمن و مبارکی بود، به درفش پادشاهان راه یافت.
معتبرترین دلیل با هم آمدن نقوش شیر و خورشید، فلسفه نجومی این دو نقش است: ستاره شناسان قدیم دوازده برج آسمان را میان هفت سیاره تقسیم کرده بودند و خانه خورشید، «اسد» یا «شیر» بود. برای نخستین بار در اواخر دوره سلجوقی نقش شیر و خورشید روی سکه ها دیده می شود و سپس، پس از چند قرن در سکه های مفرغی و مهرهای آخر دوره صفویه و سکه های نقره دوره قاجار، ابتدا شیر و خورشید و سپس شیر و خورشید و شمشیر ضرب شده است. از نیمه دوم سلطنت ناصرالدین شاه، شیر و خورشید ایستاده و شمشیر به دست علامت رسمی دولت ایران می شود و علاوه بر سر لوحه روزنامه ها در مکاتبات دولتی به صورت مهر یا چاپ شده و در بالای ورودی ساختمانهای دولتی دیده می شود.
در سرلوحه نخستین نشریه های ایران، علاوه بر نقش شیر و خورشیدی تاریخ و محل نشر هم دیده می شود. از دوره ناصرالدین شاه قاجار به بعد، اطلاعات بیشتری در سرلوحه درج شد: شماره، قیمت نشریه، محل نشره قیمت أعلانات. بعدها به این اطلاعات نام صاحب امتیاز، مدير مسؤول، مرامنامه و زمینه موضوعی نشریه نیز افزوده شد.
سرلوحه نخستین روزنامه های ایران با خط نستعلیق، خط رایج آن روزگار، بوده است. محل قرارگیری این سرلوحه در قسمت فوقانی صفحه اول در وسط و متقارن نسبت به سایر عناصر بصری صفحه بوده است صفحه آرایی نخستین روزنامه های قاجار همان ویژگیهای بصری صفحه آرایی کتابهای خطی ابتدای دوره قاجار را دارد که در آنها کادر و کتیبه فراوان دیده می شود و در تصمیم گیری در مورد محل قرارگیری عناصر بصری تقارن مهمترین اصل است. ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ در روزﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮي ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﻇﺎﻫﺮي ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﻣﻲﺷﻮد و ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺎ ﻧﻘﻮش ﮔﻴﺎﻫﻲ آن را ﺗﺰﻳﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و ﻳﺎ از اﺑﺘﻜﺎرﻫﺎي ﺑﺼﺮي ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻜﺮار ﻣﺘﻘﺎرن ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﻳﺎ ﻧﻮﺷﺘﻦ آن ﺑﺎ ﺧﻄﻮط ﻧﺴﺦ ﻳﺎ ﺛﻠﺚ ﺑﻪ ﺟﺎي ﻧﺴﺘﻌﻠﻴﻖ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﺷﻮد. ﻧﻘﻮش ﮔﻴﺎﻫﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﻳﺎ ﻧﻘﻮش ﺗﺰﻳﻴﻨﻲ ﮔﻴﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﻛﺎر رﻓﺘﻪ درﮔﻮﺷﻪﻫﺎي ﺻﻔﺤﺎت، ﻣﺘﺄﺛﺮ از ﻧﻘﻮش ﮔﻴﺎﻫﻲ اروﭘﺎﻳﻲ اﺳﺖ و اﻳﻦ ﺗﺄﺛﻴﺮﭘﺬﻳﺮي ﺑﻪ وﺿﻮح ﺣﺲ ﻣﻲﺷﻮد.انواع تصاویر فرشتگان و علائم تزئینی چاپی مختلف نیز در روزنامه های دوره قاجار مشاهده می شود که همگی از فرنگ وارد شده است. از اواخر دوره صفوی آثار گرایش به فرهنگ غربی در ایران به چشم می خورد که در دوره قاجار با فراهم شدن امکان ارتباط بیشتر با کشورهای اروپایی، این تاثیر پذیری فزونی می یابد و در جنبه های مختلف زندگی خود را نشان می دهد. صنعت چاپ غیر از فواید متعددی که برای گسترش و رواج ادب و دانش داشته است، متأسفانه به تاثیر پذیری از فرهنگ غربی کمک فراوان نموده و غیر از نقوش، بسیاری از واژه های بیگانه نیز به زبان فارسی راه یافته است.
.9 ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻛﺎر ﮔﺮاﻓﻴﻜﻲ ﻣﺠﻠﻪ در ﺑﺪو ﺗﺄﺳﻴﺲ ﭼﻴﺴﺖ؟
اﻣﺮوزه از ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻛﺎرﻫﺎي ﮔﺮاﻓﻴﻜﻲ ﻣﺠﻠﻪ در ﺑﺪو ﺗﺄﺳﻴﺲ، ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﺎم آن اﺳﺖ؛ ﻳﻌﻨﻲ ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﻟﻮح ﻳﺎ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﻛﻪ ﻋﻼﻣﺖ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻣﺠﻠﻪ و در واﻗﻊ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻳﺎ آرم آن ﺑﻮده و ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻣﻌﺮف ﻧﺸﺮﻳﻪ اﺳﺖ. ﺳﺮﻟﻮﺣﻪي ﻧﺸﺮﻳﺎت ﻧﻮﻋﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ آن ﻟﻮﮔﻮ ﺗﺎﻳﭗ ﻫﻢ ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ و ﮔﺎﻫﻲ اﺧﺘﺼﺎراَ ﻟﻮﮔﻮي ﻧﺸﺮﻳﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد. ﻛﺎرﺑﺮد اﺻﻠﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ، روي ﺟﻠﺪ ﻣﺠﻠﻪ اﺳﺖ، وﻟﻲ در ﻣﻮاردي ﻧﻈﻴﺮ ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﺑﺮگ ﻣﺠﻠﻪ، اوراق وﻳﮋه ﭘﻴﺶﻧﻮﻳﺲ ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻬﺮ ﻣﺠﻠﻪ، ﺻﻔﺤﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ، ﺑﺮگ اﺷﺘﺮاك و ... ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲآﻳﺪ. ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﻨﻮﻳﺴﻲ دارد و ﻃﺮاح در ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﺧﻄﻮط ﺳﻨﺘﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﺎاﺳﺘﻔﺎده از ﺧﻼﻗﻴﺖ و اﺑﺪاع، ﺳﺮﻟﻮﺣﻪي ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﻃﺮاﺣﻲ ﻛﻨﺪ.
10- وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ را ذﻛﺮ ﻛﻨﻴﺪ.
ـ در ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﻧﻴﺰ ﺑﻴﺶ از ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺑﺼﺮي ﻧﺸﺮﻳﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﺮد و ﺳﺮلوحه ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻧﻮع ﻣﺠﻠﻪ ﺗﻨﺎﺳﺐ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. در ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﻟﻮﺟﻪ ﻧﮕﺎه ﻃﺮاح ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﻄﻮط ﺳﻨﺘﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﺴﺦ، ﺛﻠﺚ، ﻧﺴﺘﻌﻠﻴﻖ و ... ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻣﮕﺮ آنﻛﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺠﻠﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﺪرن ﻳﺎ ﻓﻨﻲ ﺑﺎﺷﺪ، و ﺣﺎل و ﻫﻮاي آن از اﺳﺎس ﺑﺎ اﻳﻦ ﻧﻮع ﺧﻄﻮط ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺳﺎزﮔﺎر ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ـ در ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪي ﻧﺸﺮﻳﺎت ﻣﻌﺎﺻﺮ، ﮔﺎه ﺻﺮﻓﺎ از ﺧﻮﺷﻨﻮﻳﺴﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ در اﻳﻦ ﻣﻮارد، وﻳﮋﮔﻲ ﺑﺼﺮي ﺟﻠﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻮ ﺑﻮدن و ﭘﻮﻳﺎﻳﻲ ﻻزم را ﻧﻴﺰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ در ﻣﺠﻤﻮع ﻃﺮﺣﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي زﻣﺎن ﻣﻌﺎﺻﺮ وﻗﺮن ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻠﻮه ﻛﻨﺪ.
ـ در ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪﻫﺎي ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﻓﺮمﻫﺎ و ﻓﻀﺎﻫﺎي ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻨﻔﻲ ﺑﺴﻴﺎر اﻫﻤﻴﺖ دارد و ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ ﻣﺴﺘﺪل و ﻣﺎﻫﺮاﻧﻪ ﺑﺎﻳﺪ اراﺋﻪ ﮔﺮدد و ﻫﺮ ﺟﺰء ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاي ﺑﺎ اﺟﺰاء دﻳﮕﺮ ﻣﺮﺗﺒﻂ و ﻣﻜﻤﻞ و ﺑﺎ ﻛﻞ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ ﻃﻮري ﻛﻪ ﻫﺮ ﺗﻐﻴﻴﺮي در آن، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪي ﻃﺮح ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ را ﺗﺤﺖاﻟﺸﻌﺎع ﻗﺮار دﻫﺪ. ـ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاي ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﻧﺸﺮﻳﻪ ﺧﻮاﻧﺎ ﺑﺎﺷﺪ و اﮔﺮ ﺧﻮاﻧﺪن آن ﺑﻪ ﺳﻬﻮﻟﺖ ﻣﻴﺴﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ، در اﺳﺘﻔﺎده از آن ﻣﺸﻜﻼت ﻛﺎرﺑﺮدي ﭘﻴﺶ ﻣﻲآﻳﺪ.
-سرلوحه باید برای مخاطبان نشریه خوانا باشد واگر خوانش آن به آسانی ممکن نباشد مشکلات کاربردی پیش می آید.اصل آن است که در همان نگاه اول رعایت خوانا بودن لحاظ شود.
ـ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣﺠﻠﻪ ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺗﻔﺎﻫﻢآﻣﻴﺰ ﺑﺮﻗﺮار ﻛﻨﺪ. ﺑﺮﻗﺮاري ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺑﻴﻦ اﺛﺮ ﻫﻨﺮي و ﻣﺨﺎﻃﺐ آن اﻟﺒﺘﻪ در ﺗﻤﺎم ﻫﻨﺮﻫﺎ ﺿﺮوري اﺳﺖ.سرلوحه نشریه ای موفق است که بر مخاطب مجله تاثیر مطبوع وچشم نواز داشته باشد.وبر ناخودآگاه آنها تاثیری داشته باشد که نوعی تفاهم وعلاقه نسبت به سرلوحه حس کنند.
ـ در ﻣﺠﻠﻪﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻗﺮار اﺳﺖ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ در اﺑﻌﺎد ﻛﻮﭼﻚ ﻛﻨﺎر ﺷﻤﺎرهي ﺻﻔﺤﺎت ﻣﺠﻠﻪ ﺗﻜﺮار ﺷﻮد، ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺑﺎﻳﺪ اﻳﻦ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ را از ﻧﻈﺮ رﺳﺎﻣﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻳﻌﻨﻲ ﺿﺨﺎﻣﺖ ﺧﻄﻮط و ﻓﻀﺎﻫﺎي ﻣﻨﻔﻲ ﺑﻴﻦ آنﻫﺎ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاي اﻧﺘﺨﺎب ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﺲ از ﻛﻮﭼﻚ ﺷﺪن ﻫﻤﭽﻨﺎن واﺿﺢ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ و از ﺑﻴﻦ ﻧﺮوﻧﺪ. ﮔﺎﻫﻲ ﻳﻚ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ، دو اﺟﺮاي رﺳﺎﻣﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ دارد ﺗﺎ در ﻛﺎرﺑﺮدﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻣﺸﻜﻠﻲ ﭘﻴﺶ ﻧﻴﺎﻳﺪ.
ـ ﮔﺎﻫﻲ در ﻃﺮاﺣﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻃﺮاﺣﻲ ﺧﻂ، از ﺷﻜﻞﻫﺎي اﺻﻠﻲ داﻳﺮه، ﻣﺮﺑﻊ، ﻣﺜﻠﺚ ﻳﺎ ﺷﻜﻞ ﻛﻤﻜﻲ دﻳﮕﺮي اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺟﺰء ﺟﺪاﻧﺸﺪﻧﻲ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ اﺳﺖ.هدف از این کار ممکن است خلاقیت ،برقراری تعادل وتوازن ویا دادن نوعی ویژگی بصری به سرلوحه باشد.
.11 وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﺑﺨﺶﻫﺎي ﺛﺎﺑﺖ ﻧﺸﺮﻳﺎت را ذﻛﺮ ﻛﻨﻴﺪ.
در دﻫﻪﻫﺎي اﺧﻴﺮ ﺑﺴﻴﺎري از ﻧﺸﺮﻳﺎت ﺑﺮاي ﻫﺮ ﻛﺪام از ﺑﺨﺶﻫﺎي ﺛﺎﺑﺖ ﺧﻮد ﻧﺸﺎﻧﻪي وﻳﮋهاي اﺧﺘﺼﺎص ﻣﻲدﻫﻨﺪ ﻛﻪ واﺿﺢ اﺳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻤﺎن وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﻛﻠﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. اﮔﺮ ﺑﺨﺶﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﺸﺮﻳﻪاي ﻧﺸﺎﻧﻪي وﻳﮋهاي داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪي اﻳﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ و ﺗﻨﺎﺳﺐ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺎ وﻳﮋﮔﻲ ﺑﺼﺮي ﻳﻜﺴﺎﻧﻲ ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و از ﻧﻈﺮ ﻓﻀﺎﻫﺎي ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻨﻔﻲ و ﺿﺨﺎﻣﺖ ﺧﻄﻮط و ﺳﻄﻮح ﻛﺎرﺷﺪه، وﺿﻌﻴﺖ ﻣﺸﺎﺑﻬﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﺷﻜﻞﻫﺎﻳﻲ ﺑﺪﻳﻊ و ﻧﻮ ﻛﻪ ﻣﺸﺎﺑﻪ آن در ﻧﺸﺮﻳﺎت دﻳﮕﺮ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﺎ وﻳﮋﮔﻲ ﺑﺼﺮي ﻛﻠﻲ ﻣﺠﻠﻪ ﻧﻴﺰ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﻨﺪ. از اﻳﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ در ﺻﻔﺤﻪي ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻧﻴﺰ ﻣﻲﺗﻮان اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد ﺑﻪﻃﻮري ﻛﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪي ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﻛﻨﺎر ﻋﻨﻮان آن در ﺻﻔﺤﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد. ﻣﺤﻞ ﻗﺮارﮔﻴﺮي اﻳﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻗﺴﻤﺖ ﺛﺎﺑﺘﻲ از ﺻﻔﺤﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺠﻠﻪﻫﺎي ﻓﺎرﺳﻲ در ﻗﺴﻤﺖ راﺳﺖ ﺑﺎﻻي ﺻﻔﺤﻪ ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ و ﻣﻨﺎﺳﺒﺖﺗﺮ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ در ﺷﺮوع ﻫﺮ ﺑﺨﺶ از آنﻫﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد. ﺑﺨﺶﻫﺎي ﺛﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﻧﺸﺮﻳﻪ، اﻟﺰاﻣﺎً ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻧﺪارد. ﺑﻪ وﻳﮋه اﮔﺮ در ﻃﺮاﺣﻲ اﻳﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﺛﺎﺑﺖ، اﺑﺪاع وﺑﺮاي ﺗﺮﺟﻴﺤﺎَﺧﻼﻗﻴﺖ و ﺳﺎﻳﺮ ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ذﻛﺮ ﺷﺪ، ﺣﻀﻮري ﻗﻮي ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ،ﻗﺴﻤﺖﻫﺎي ﺛﺎﺑﺖ ﻣﺠﻠﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪاي ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﺸﻮد.در ﺑﻌﻀﻲ ﻧﺸﺮﻳﻪﻫﺎ ﺑﺮاي ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺨﺶﻫﺎ از آوردن ﻧﺎم ﺑﺨﺶ ﺑﺎ ﺣﺮوﻓﻲ ﻣﺸﺨﺺ و ﻫﻢاﻧﺪازه در ﺗﻤﺎم ﺑﺨﺶﻫﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ در اﻳﻦ ﺻﻮرت وﻳﮋﮔﻲ ﺑﺼﺮي ﺣﺮوف ﺑﺎ وﻳﮋﮔﻲ ﺑﺼﺮي ﻧﺸﺮﻳﻪ و ﻣﻮﺿﻮع ﻧﺸﺮﻳﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻨﺎﺳﺐ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮاي اﻳﻦ ﻣﻮارد ﻣﻲﺗﻮان از ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺧﻄﻮط ﺑﺎ ﺿﺨﺎﻣﺖﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ، زﻣﻴﻨﻪﻫﺎي رﻧﮕﻲ ﻳﺎﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﻮار و ﻳﺎ ﺷﻜﻞﻫﺎي اﺻﻠﻲ و اﺑﺘﻜﺎرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد.
12-وﻇﺎﻳﻒ ﻛﺎرﺑﺮدي رﻳﺰﻧﻘﺶ در ﻣﻄﺒﻮﻋﺎت ﻣﻌﺎﺻﺮ ﭼﻴﺴﺖ؟
.1 ﻳﺎدآوري،
.2 ارﺗﺒﺎط دو ﻗﺴﻤﺖ از ﻳﻚ ﻣﻄﻠﺐ،
.3 ﻣﺸﺨﺺ ﻛﺮدن ﺷﺮوع و ﭘﺎﻳﺎن ﻣﻄﻠﺐ،
.4 ﻣﻌﺮﻓﻲ و ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻣﻄﻠﺐ،
.5 ﺗﺪاﻋﻲ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻣﻔﻬﻮم ﺗﻴﺘﺮ و ﻣﻔﻬﻮم ﻣﻘﺎﻟﻪ،
.6 راﻫﻨﻤﺎﻳﻲﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ،
.7 اداﻣﻪ در ﺻﻔﺤﻪ ي ﻣﻘﺎﺑﻞ،
.8 ﺑﻘﻴﻪ در ﺻﻔﺤﻪي ﺑﻌﺪ،
.9 ﺑﻴﺎن ﺣﺎل و ﻫﻮاي ﻣﻄﻠﺐ،
.10 ﺟﻬﺖ ﺗﺮﻛﻴﺐﺑﻨﺪي ﺑﻬﺘﺮ ﺻﻔﺤﻪ،
.11 اﻟﻘﺎي ﻫﻮﻳﺖ ﺻﻔﺤﻪ،
.12 ﺑﻴﺎن ﺗﻨﻮع،
.13 اﻳﺠﺎد ﻣﻜﺚ،
.14 ﻫﺪاﻳﺖ ﺧﻮاﻧﻨﺪه ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﻬﻤﻲ از ﻣﻄﻠﺐ،
.15 ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﻳﻚ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﻛﻠﻤﻪ،
.16 ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﻛﺮدن ﻣﻘﺼﻮد ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه ﺑﺎ ذﻫﻦ ﺧﻮاﻧﻨﺪه،
.17 اﻳﺠﺎد ﻓﻀﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﺧﻮاﻧﺪن ﻣﻄﻠﺐ.
.13 ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻧﺸﺮﻳﻪي ادواري ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﻣﺠﻠﻪ در اﻳﺮان اﻧﺘﺸﺎر ﻳﺎﻓﺖ ﭼﻪ ﻧﺎم داﺷﺖ ﭘﻴﺮاﻣﻮن آنﺗﻮﺿﻴﺢ دﻫﻴﺪ.
در شماره ي 139 نشريه ي صنعت چاپ، مرداد 1373 ، ص 46 در مقاله نخستين مجله ي ايران نوشته سيد فريد قاسمي تعريفي جامع از مجله ارائه شده است .مجله یا Magazine به مدرکی جلد شده یا ادواري گفته میشود كه به طور منظم و با فاصله انتشار مرتب و تحت شماره رديف و دوره و تاريخ معين در زمينه هاي گوناگون (اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، ديني، علمي، فني، كشاورزي، نظامي، هنري،ورزشي و نظاير اين ها) بيش از دو بار در سال منتشر شود و در تهيه مطالب آن بيشتر از يك نفر مشاركت داشته باشند و نيز داراي بيشتر از يك مقاله باشد. نخستین نشریه ادواری که به شکل مجله در ایران انتشار یافت، فلاحت مظفری نام داشت. دو شاخه زیتون متقارن عبارت نستعلیق، فلاحت مظفری، را در برگرفته و تصویر شیر و خورشید در بالای آن قرار گرفته است. عواملی مانند ابداع و خلاقیت و ابتکار و پویایی که امروزه شرط لازم برای طراحی سرلوحه هر نشریه است، در سر لوحه غالب نشریات دوره قاجار دیده نمی شود و حتی تعدادی از آنها توجه لازم به خوشنویسی سرلوحه نشده است.سرلوحه نخستین مجله های ایران از نظر ویژگیهای بصری تفاوتی با سرلوحه نامه های آن دوره نداشت و تصویر شیر و خورشید نیز فقط همراه با سرلوحه مجله های دولتی دیده می شد. ویژگیهای بصری روی جلد این مجله ها که سرلوحه یک سوم قسمت فوقانی آن را می پوشاند متقارن بوده است. بتدریج شکل روی جلد و داخل مجله ها از شکل کتابهای خطی متمایز گشت و از خطوط و تزئینات سربی که به همراه حروف سربی در ایران رایج شده بود، در روی جلد و اطراف سرلوحه ها استفاده شد. در بسیاری از جلد مجله ها از کادر استفاده می شد که یا خطوطی با ضخامتهای مختلف سربی بودند، یا علائمی تزئینی سربی که کنار هم چیده شده بودند.
.14 ﻗﺎﻧﻮن ﻣﻄﺒﻮﻋﺎت راﺟﻊ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻳﺎ آرم ﻣﺠﻠﻪ ﭼﻪ ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ؟
ﻣﺎده 22 آﻳﻴﻦﻧﺎﻣﻪي اﺟﺮاﻳﻲ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﻄﺒﻮﻋﺎت ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻜﻠﻴﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ: ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ روزﻧﺎﻣﻪاي ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ، ﻣﻜﻠﻒ ﺑﻪ درج ﻧﺎم ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﺎﻣﻞ، ﺗﺮﺗﻴﺐ و ﺗﺎرﻳﺦ اﻧﺘﺸﺎر، ﺷﻤﺎره ردﻳﻒ ﻣﺴﻠﺴﻞ و ﺷﻤﺎره ﺻﻔﺤﻪ در ﺑﺎﻻي ﺗﻤﺎم ﺻﻔﺤﺎت و ﻧﻴﺰ ﻗﻴﻤﺖ در ﺻﻔﺤﻪ اول ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﻣﺠﻠﻪاي ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ ﻣﻮﻇﻒ ﺑﻪ درج ﻧﺎم ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﺎﻣﻞ، ﺗﺮﺗﻴﺐ و ﺗﺎرﻳﺦ اﻧﺘﺸﺎر، ﺷﻤﺎره ردﻳﻒ ﻣﺴﻠﺴﻞ، ﺗﻌﺪاد ﺻﻔﺤﺎت وﻗﻴﻤﺖ روي ﺟﻠﺪ و ﻧﻴﺰ ﻗﻴﺪ ﺷﻤﺎره ﻫﺮ ﺻﻔﺤﻪ در ﺗﻤﺎم ﺻﻔﺤﺎت ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ.
.15 در ﺻﻔﺤﻪآراﻳﻲ ﻛﺘﺎب ﻛﻮدﻛﺎن ﺑﻪ ﭼﻪ ﻧﻜﺎﺗﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﻨﻨﺪ.
اﺻﻞ ﻣﻬﻢ رﻋﺎﻳﺖ ﺳﺎدﮔﻲ و ﭘﺮﻫﻴﺰ از ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ اﺳﺖ. ﺳﻔﻴﺪﺧﻮاﻧﻲ، ﻳﻌﻨﻲ وﺟﻮد ﺳﻄﻮح ﺳﻔﻴﺪ ﻏﻴﺮ از ﺣﺎﺷﻴﻪ، اﻣﺮي اﺳﺖ ﻣﻬﻢ. ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺻﻔﺤﺎت از ﺗﺼﻮﻳﺮ و ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻛﺎﻣﻼً ﭘﺮ ﺷﻮﻧﺪ و ﺳﻔﻴﺪي ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ اﻣﺎ ﺗﻘﺴﻴﻢ اﻳﻦ ﺳﻔﻴﺪيﻫﺎ در ﺻﻔﺤﺎت ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ رﻋﺎﻳﺖ ﺿﻮاﺑﻂ و ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺑﺼﺮي ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﻪ ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺧﻮاﻧﺪن و درك ﻣﻔﻬﻮم ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ. ﮔﺮوه ﺳﻨﻲ ﻛﻮدك ﻧﻴﺰ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و واﺿﺢ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﻔﻴﺪ ﺧﻮاﻧﻲ ﻛﺘﺎب ﻛﻮدك 6 – 7 ﺳﺎﻟﻪﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﻔﻴﺪﺧﻮاﻧﻲ ﻛﺘﺎبﻫﺎي ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺳﺖ.
.16 ﻋﻨﺎﺻﺮ اﺻﻠﻲ ﺻﻔﺤﻪ را ﻧﺎم ﺑﺒﺮﻳﺪ.
ﻓﻀﺎي ﺳﻔﻴﺪ، ﻓﻀﺎي ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ، ﻃﺮح و ﻋﻜﺲ..ﻓﻀﺎي ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﻣﺘﻦ و اﻧﻮاع ﺗﻴﺘﺮ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ از ﻃﺮح و ﻋﻜﺲ در ﺻﻔﺤﻪ ﺑﺎر ﺑﺼﺮي ﺑﻴﺸﺘﺮي دارﻧﺪ ﻃﺮح و ﻋﻜﺲ ﻓﻀﺎي ﺑﺼﺮي ﺻﻔﺤﻪ را ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲدﻫﻨﺪ
.17 ﺻﻔﺤﻪآراﻳﻲ را ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ.
ﺻﻔﺤﻪآراﻳﻲ ﺷﺎﺧﻪاي از ارﺗﺒﺎط ﺗﺼﻮﻳﺮي اﺳﺖ، ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻗﺮاﺋﺖ ﻣﺘﻦ، ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي اﺻﻮل زﻳﺒﺎﻳﻲﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده 3 ﻋﻨﺼﺮ اصلی ﺻﻔﺤﻪ ﻓﻀﺎي ﺳﻔﻴﺪ، ﻓﻀﺎي ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي و ﻋﻜﺲ و ﻃﺮح، درﺣﻘﻴﻘﺖﺗﺮﻛﻴﺐ اﻳﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﺻﻔﺤﻪآراﻳﻲ.
.18 وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﻟﻮﮔﻮ را ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ.
.1 ﻟﻮﮔﻮ ﺑﺎﻳﺪ زﻳﺒﺎ ﺑﺎﺷﺪ.2 ﺧﻮاﻧﺎ ﺑﺎﺷﺪ.3 ﺑﺎ ﻓﻀﺎي ﻣﺤﺘﻮا ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .4 ﺑﻪ اﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﻛﻪ رﻋﺎﻳﺖ ﻣﻨﻄﻖ ﻻزم را ﻛﺮده ﺑﺎﺷﺪ .5 ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻋﺪم ﺗﻜﻴﻪ ﺑﺮ ﻧﻤﺎدﻫﺎ و اﺳﺘﻔﺎده از رﻧﮓ .6 ﺑﺎ ﺣﺎل و ﻫﻮاي ﻣﺠﻠﻪ ﻫﻢﺧﻮاﻧﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ..7 وﺟﻮد وﺣﺪت و ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺑﻴﻦ اﺟﺰا
ﻟﻮﮔﻮ ﻧﺎم ﻧﺸﺮﻳﻪ، ﻧﻘﻄﻪ آﻏﺎز ﻣﺎﺟﺮاﺳﺖ. ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ را ﻛﻪ ﻧﺎم ﻧﺸﺮﻳﻪ دارد ﺑﺎ ﻣﻌﻨﺎي ﮔﺮاﻓﻴﻜﻲ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺷﻮد ﺗﺎ ﮔﺮاﻓﻴﻚ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺗﻲ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﻮد ﻧﺎم ﻧﺸﺮﻳﻪ ﻳﻚ ﻋﻼﻣﺖ ﺗﺠﺎري اﺳﺖ ﻧﺎم ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺸﺨﺺ و ﭼﺸﻢﮔﻴﺮ و ﺑﻪ آﺳﺎﻧﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﺑﺎﺷﺪ و در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل ﺟﺎﻟﺐ، اﮔﺮ ﻧﺎم ﺻﻨﻌﺘﻲ اﺳﺖ ﻣﻌﻤﺎري ﻟﻮﮔﻮ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﺸﺎن از ﻣﺎﺷﻴﻨﻲ ﺑﻮدن داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﮔﺮ ﻧﺎم ﻏﻴﺮ ﺻﻨﻌﺘﻲ اﺳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻼﻳﻢ ﺑﺎﺷﺪ.
.19 ﻛﻤﭙﻮزوﺳﻴﻮن را ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ
ﺳﺎﺧﺘﺎر، ﺗﺮﻛﻴﺐﺑﻨﺪي، ﭼﻴﻨﺶﺑﻨﺪي 2 ﺻﻔﺤﻪ
ﻛﻤﭙﻮزوﺳﻴﻮن 2 ﻧﻮع اﺳﺖ:
اﻟﻒ: ﻛﻤﭙﻮزوﺳﻴﻮن ﻣﺘﻘﺎرن: ﻳﻌﻨﻲ ﻫﺮ ﻛﺎري ﻛﻪ در ﺻﻔﺤﻪ ﻛﺮدي روﺑﺮوي آن ﻗﺮﻳﻨﻪﺳﺎزي ﻛﻨﻴﺪ. ب: ﻛﻤﭙﻮزوﺳﻴﻮن ﻧﺎﻣﺘﻘﺎرن: دو ﻧﻮع اﺳﺖ ﺻﻠﻴﺒﻲ /رﺑﻲ/و ﻳﺎ ﻣﺜﻠﺜﻲ ﻳﻚ ﻣﺜﻠﺚ ﻛﻪ ﻗﺎﻋﺪهاش ﺑﺎﻻ ﻳﺎ ﭘﺎﻳﻴﻦ اﺳﺖ .ﻳﻚ ﻓﻀﺎي ذﻫﻨﻲ ﻣﺜﻠﺚ ﻣﻲﺳﺎزﻳﻢ.
.20 ﻓﻀﺎي ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﺑﻪ ﭼﻨﺪ دﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲﺷﻮد؟
ﻣﺘﻦ و اﻧﻮاع ﺗﻴﺘﺮ(ﺳﻮﺗﻴﺘﺮ، زﻳﺮ ﺗﻴﺘﺮ، ﺗﻴﺘﺮ اﺻﻠﻲ، ﻣﻴﺎن ﺗﻴﺘﺮ(
C M Y Kرا ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ.
ﭼﺎپ ﭼﻬﺎر رﻧﮓ اﺳﺖ از ﺗﻴﺮه ﺑﻪ روﺷﻦ ﻣﻲﺷﻮد ﺳﻴﺎه آﺑﻲ ﻗﺮﻣﺰ زرد
C ﻧﺸﺎﻧﻪي رﻧﮓ آﺑﻲ اﺳﺖ ﺑﺎ زاوﻳﻪ ﺗﺮام 45 درﺟﻪ
M ﻧﺸﺎﻧﻪ رﻧﮓ ﻗﺮﻣﺰ اﺳﺖ ﺑﺎ زاوﻳﻪ ﺗﺮام 75 درﺟﻪ
Y ﻧﺸﺎﻧﻪ رﻧﮓ زرد اﺳﺖ ﺑﺎ زاوﻳﻪ ﺗﺮام 0 ﻳﺎ 90 درﺟﻪ اﺳﺖ
K ﻧﺸﺎﻧﻪ رﻧﮓ ﻣﺸﻜﻲ اﺳﺖ ﺑﺎ زاوﻳﻪ ﺗﺮام 45 درﺟﻪ اﺳﺖ.
تفاوت C M Y K يا R G B ﭼﻴﺴﺖ؟
از ﺗﺮﻛﻴﺐ C M Y K ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ رﻧﮓ ﺳﻴﺎه ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﺷﻮد و ﻧﺒﻮدن آن ﺳﻔﻴﺪي را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ در R G B ﺗﺮﻛﻴﺐ رﻧﮓﻫﺎي ﻧﻮري ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاي اﺳﺖ ﻛﻪ از ﺗﺮﻛﻴﺐ رﻧﮓﻫﺎي اﺻﻠﻲ ﻧﻮر ﺳﻔﻴﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﺷﻮد و ﻧﺒﻮدن اﻳﻦ ﻧﻮرﻫﺎ ﺳﻴﺎﻫﻲ و ﺗﺎرﻳﻜﻲ اﺳﺖ. ﻣﺎﻧﻴﺘﻮر C M Y K را ﻧﻤﻲﺷﻨﺎﺳﺪ ﺑﻠﻜﻪ R G B را ﻣﻲﺷﻨﺎﺳﺪ آﻳﻜﻦ R G B را ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﺑﻪ C M Y K.
رﻧﮓﻫﺎي اﺻﻠﻲ و ﻓﺮﻋﻲ را ﻧﺎم ﺑﺒﺮﻳﺪ.
آﺑﻲ و زرد و ﻗﺮﻣﺰ رﻧﮓﻫﺎي ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﺎب در ﻃﺒﻴﻌﺖ وﺟﻮد دارﻧﺪ و از ﻫﻴﭻ رﻧﮕﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻧﺸﺪه اﻧﺪ
رنگ هاي فرعي: تركيب رنگ هاي اصلي با يكديگر به دست آمده اند تركيب آبي و زرد (سبز) زرد و قرمز (نارنجي) آبي و قرمز (بنفش)
ﺗﻨﺎﻟﻴﺘﻪﻫﺎي واﺳﻄﻪاي
از ﺗﺮﻛﻴﺐ رﻧﮓﻫﺎي اﺻﻠﻲ و ﻓﺮﻋﻲ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﻲآﻳﺪ رﻧﮓﻫﺎي ﮔﺮم ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: رﻧﮓﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﮔﺮﻣﺎ و ﺣﺮارت ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و ﮔﺮاﻳﺶ ﺑﻪ اﻧﺒﺴﺎط دارﻧﺪ .زرد و ﻗﺮﻣﺰﮔﺮﻣﻨﺪ. رﻧﮓﻫﺎي ﺳﺮد ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: رﻧﮓﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺳﺮﻣﺎ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و ﮔﺮاﻳﺶ ﺑﻪ اﻧﻘﺒﺎض دارﻧﺪ.آﺑﻲ ﺳﺮد اﺳﺖ.ﺳﻔﻴﺪ و ﺳﻴﺎه رﻧﮓﻫﺎي ﺑﻲﺷﺨﺼﻴﺖاﻧﺪ ﭼﻮن رﻧﮓ ﻧﺪارﻧﺪ.
.25 ﺣﺮوف و ﻣﻘﻴﺎس در ﺣﺮوفﭼﻴﻨﻲ را ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ.
ﺣﺮوف از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺑﺼﺮي ﻣﻬﻢ ﮔﺮاﻓﻴﻚ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺗﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﺎﻫﻲ در ﺿﺨﺎﻣﺖ و اﻧﺪازه ﺑﺰرگ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﻌﻀﻲ ﺗﻴﺘﺮﻫﺎ، ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﺼﺮي ﻋﻤﺪه اي در ﺻﻔﺤﻪ اﻳﺠﺎد ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و زﻣﺎﻧﻲ در اﻧﺪازه ﻛﻮﭼﻚ، ﺑﺎﻓﺖ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﻣﺘﻦ ﻣﺠﻠﻪ ﻳﺎ روزﻧﺎﻣﻪ را ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﻲآورﻧﺪ. ﺣﺮوف ﻗﺒﻞ از آنﻛﻪ ﺧﻮاﻧﺪه ﺷﻮﻧﺪ دﻳﺪه ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ و ارﺗﺒﺎط ﺑﺼﺮي ﺑﺎ آنهاﺑﺮﻗﺮار ﻣﻲﺷﻮد و در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻫﺮ ﻃﺮاح ﮔﺮاﻓﻴﻚ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺑﺼﺮي آنﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ واﻗﻒ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻴﺰان ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﺼﺮي ﻫﺮ ﺣﺮف ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﻪ ﻧﻴﺮو و ﺿﺨﺎﻣﺖ ﺧﻄﻮط آن ﺑﺴﺘﮕﻲ دارد. ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﺣﺮف ﻫﺮ ﭼﻪ ﺿﺨﻴﻢﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ، داراي اﻧﺮژي ﺑﺼﺮي ﺑﻴﺸﺘﺮي اﺳﺖ. ﺣﺮوف ﺿﺨﻴﻢ را اﺻﻄﻼﺣﺎ ﺳﻴﺎه و ﺣﺮوف ﻛﻢ ﺿﺨﺎﻣﺖ را ﻧﺎزك ﻣﻲﻧﺎﻣﻨﺪ. اﻳﻦ اﺻﻄﻼﺣﺎت در ﻛﺸﻮر ﻣﺎ ﻫﻢ راﻳﺞ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺣﺮوف ﺳﻴﺎه و ﻧﺎزك ﻫﻢ ارﺗﻔﺎع ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﺣﺖ را اﺷﻐﺎل ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، اﻣﺎ در داﺧﻞ ﺣﺮوف ﺳﻴﺎه ﻓﻀﺎي آزاد ﻛﻤﺘﺮي وﺟﻮد دارد ووزن ﺣﺮوف ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭼﺸﻤﮕﻴﺮي اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﺮﻋﻜﺲ در ﺣﺮوف ﻧﺎزك، ﻓﻀﺎي ﺑﻴﺸﺘﺮي در درون اﻃﺮاف ﺣﺮوف ﺣﺲ ﻣﻲﺷﻮد و وزن ﺣﺮوف ﻫﻢ ﺳﺒﻚﺗﺮ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺣﺮوف زﺑﺎنﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﻧﻈﺮ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺷﺪن و ﺳﺒﻚ ﺷﺪن و ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﺼﺮي و ﻣﻴﺰان ﺧﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺗﻔﺎوت دارﻧﺪ؛ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺜﺎل ﻓﻮﻧﺖ ﺣﺮوف ﻓﺎرﺳﻲ ﻛﻪ در دﻫﻪﻫﺎي اﺧﻴﺮ در اﻳﺮان اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﺷﻮد و ﻣﺎدر آن ﻧﺴﺦ اﺳﺖ، در ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺎزك ﻣﺸﻜﻠﻲ ﻧﺪارد و در ﻫﺮ ﻣﻘﻴﺎﺳﻲ ﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻔﺎده اﺳﺖ، وﻟﻲ در ﺣﺎﻟﺖ ﺳﻴﺎه ﮔﺎﻫﻲ ﻫﻨﮕﺎم اﻓﺰاﻳﺶ وزن ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﻣﻲرﺳﺪ ﻛﻪ از ﻣﻴﺰان ﺧﻮاﻧﺎﻳﻲ آن ﻛﻢ ﻣﻲﺷﻮد، در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻣﻜﺎن ﻃﺮاﺣﻲ ﺣﺮوف ﺑﺴﻴﺎر ﺿﺨﻴﻢ در ﺧﻂ ﻻﺗﻴﻦ ﺑﺴﻴﺎر ﮔﺴﺘﺮدهﺗﺮ از ﺧﻂ ﻋﺮﺑﻲ و ﻓﺎرﺳﻲ اﺳﺖ.ﺣﺮوف ﻻﺗﻴﻦ دو ﮔﺮوه ﻓﻮﻧﺖ دارد. ﻳﻚ ﮔﺮوه ﺷﺎﻣﻞ ﻗﻠﻢﻫﺎي ﺣﺮوف ﭘﺎﻳﻪدار ﻳﺎ ﺳﺮﻳﻒ اﺳﺖ. در اﻧﺘﻬﺎي ﻫﺮ ﻗﺴﻤﺖ از اﻳﻦ ﺣﺮوف زاﺋﺪهاي وﺟﻮد دارد. اﻳﻦ ﻧﻮع ﺣﺮوف در ﻧﻮﺷﺘﺎر ﻛﺘﺎب و ﻣﺠﻼت ﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻔﺎده اﺳﺖ، زﻳﺮاﺧﻮاﻧﺪن آن آﺳﺎن اﺳﺖ و ﺧﻮاﻧﻨﺪه را ﻛﻤﺘﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﮔﺮوه دﻳﮕﺮ ﺣﺮوف ﺑﺪون ﭘﺎﻳﻪ ﻳﺎ سانسریف است اﻳﻦاﺳﺖ ﻛﻪ ﺿﺨﺎﻣﺖ ﻫﻤﻪ اﺟﺰاء آن ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻳﻜﺴﺎن اﺳﺖ که این ﺣﺮوف ﺑﻴﺸﺘﺮ در ﺗﻴﺘﺮ و ﻋﺒﺎرتﻫﺎي ﻛﻮﺗﺎه ﻛﺎرﺑﺮد دارد.
خط كرسي در حروف لاتين خطي است كه از زير حروف مي گذرد و در حروف فارسي خطي است كه از زيردندانه ها بگذرد. در خط نستعليق خط كرسي نامرئي است و خوشنويس به صورت حسي آن را رعايت مي كند.
ﻫﻨﮕﺎم اﺳﺘﻔﺎده از ﺣﺮوف ﺑﺎﻳﺪ روﺣﻴﻪي ﺗﺼﻮﻳﺮي آن را در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ و ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎرﺑﺮد و ﻃﺮاﺣﻲ ﺣﺮوف ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﻻزم را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺜﺎل در ﺣﺮوف ﻓﺎرﺳﻲ، ﺧﻂ ﻧﺴﺦ روزﻧﺎﻣﻪاي ﻫﻴﺠﺎن اﻧﮕﻴﺰ اﺳﺖ و ﺧﻄﺮﮔﻮﻧﻪ وﻫﺸﺪاردﻫﻨﺪه؛ در ﺣﻜﻢ ﺻﺪاي ﻣﺤﻜﻤﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﺮ ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﻫﺸﺪار ﻣﻲدﻫﺪ و ﺑﻴﺎن ﺧﺒﺮي ﺑﺴﻴﺎر ﻗﻮي دارد. ﻳﺎ در ﻣﻮرد ﺧﻂ ﻧﺴﺘﻌﻠﻴﻖ ﻣﻲﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺳﺤﺮاﻧﮕﻴﺰ اﺳﺖ، ﭘﻴﭽﺶﻫﺎﻳﺶ ﺑﺎ وﺟﻮد داﺷﺘﻦ ﻗﺪرت، اﻧﻌﻄﺎفﭘﺬﻳﺮاﺳﺖ و ﺑﺮاي ﺑﻴﺎن ﺣﺎدﺛﻪ و ﺧﺒﺮ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﻴﺴﺖ و ﺑﻪ ﻛﺎر ﻧﻤﻲآﻳﺪ. ﺣﺮوف ﭘﺮ ﺑﺎ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ و ﻗﺪرت زﻳﺎد، ﻣﻌﺮف اﺳﺘﺤﻜﺎم اﺳﺖ، و درونﮔﺮاﺳﺖ و ﺣﺮوف ﺗﻬﻲ ﺑﺎ ﺑﻴﺎن ﺳﺒﻜﻲ و ﻛﻢوزﻧﻲ، ﻣﻌﺮف ﭘﺮواز و رﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ وﺑﺮونﮔﺮاﺳﺖ. در اﻧﺘﺨﺎب ﻓﻮﻧﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺣﺮوف ﻣﺘﻦ ﻧﺸﺮﻳﺎت ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻨﻄﻖ ﺑﺼﺮي ﺣﺮوف را در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ؛ ﻣﺜﻼً اﺳﺘﻔﺎده از ﺣﺮوف رﻳﺰ ﺑﺮاي ﻣﺘﻮن ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻛﻮدﻛﺎن، ﺣﺮوف ﻓﺎﻧﺘﺰي ﺑﺮاي ﻛﺘﺎبﻫﺎي ﻋﻠﻤﻲ و ﻓﻨﻲ و ﺣﺮوف زاوﻳﻪدار )اﻳﺘﺎﻟﻴﻚ( ﺑﺮاي ﻣﺘﻦﻫﺎي ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ رﻣﺎن، ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎﻳﻲ از ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي ﻏﻠﻂ و اﺳﺘﻔﺎدهي ﻧﺎ ﺑﻪ ﺟﺒﺎ از ﻗﻠﻢ ﺑﺮاي ﻳﻚ ﻣﺘﻦ اﺳﺖ. ﺑﺎ اﻧﺘﺨﺎب ﻓﻮﻧﺖﻫﺎ و ﻓﺎﺻﻠﻪي ﺳﻄﺮ و اﻧﺪازهي ﺣﺮوف ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮاي ﻣﺘﻦ ﻣﺠﻠﻪ ﻳﺎ روزﻧﺎﻣﻪ، ﺑﻪ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮيﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﻣﻲرﺳﻴﻢ. ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ رﻋﺎﻳﺖ ﻣﻨﻄﻖ ﻛﺎرﺑﺮد، ﺑﺎﻓﺖ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﻣﻄﻠﻮب را اﻧﺘﺨﺎب ﻛﻨﻴﻢ. در ﺣﺮوف ﻓﺎرﺳﻲ اﮔﺮ ﻓﺎﺻﻠﻪي ﺳﻄﺮﻫﺎ ﺑﻴﺶ از اﻧﺪازه ﻛﻢ ﺷﻮد، ﻗﺴﻤﺖ ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ ﺑﻌﻀﻲ ﺣﺮوف ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ ﺣﺮوف ﺳﻄﺮ ﺑﺎﻻﻳﻲ ﺑﺮﺧﻮرد ﻣﻲﻛﻨﺪ، ﻛﻪ ﺻﺤﻴﺢ ﻧﻴﺴﺖ؛ اﻣﺎ اﮔﺮ ﻓﺎﺻﻠﻪي ﺳﻄﺮﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﻛﻤﻲ از ﺣﺪ ﻻزم ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﻮد، ﻧﻮﻋﻲ اﻧﺒﺴﺎط
ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ و از ﻫﻢ ﮔﺴﻴﺨﺘﮕﻲ در ﺻﻔﺤﻪ ﺣﺲ ﻣﻲﺷﻮد. اﮔﺮ ﺑﺎ ﺣﺮوف ﻣﺘﻦ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﻓﺸﺮدهﺗﺮي ﺑﺴﺎزﻳﻢ، روﺣﻴﻪي ﺑﺼﺮي ﺣﺎﺷﻴﻪﻫﺎي ﺻﻔﺤﻪ و ﻓﻮاﺻﻞ ﺑﻴﻦ ﺳﺘﻮنﻫﺎ ﻣﺸﺨﺺﺗﺮ و ﭼﺸﻢﻧﻮاز ﻣﻲﮔﺮدد. ﺑﺮاي ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺣﺮوف ﻣﺘﻦ ﻧﺸﺮﻳﺎت، ﺑﻪ ﮔﺮوه ﺳﻨﻲ ﻣﺨﺎﻃﺐ و ﻣﻮﺿﻮع و وﻳﮋﮔﻲ ﻧﺸﺮﻳﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻴﻢ و ﭘﺲ از اﻧﺘﺨﺎب ﻧﻮع و اﻧﺪازه ﻓﻮﻧﺖ، ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﻄﺮ را اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ. ﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮﻳﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﻄﺮ آن اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻋﻴﻦ اﻳﺠﺎد ﺳﻬﻮﻟﺖ در ﺧﻮاﻧﺪن، ﻓﻀﺎي زﻳﺎدي را اﺷﻐﺎل ﻧﻜﻨﺪ؛ ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ ﺑﺎ ﺳﻄﺮﻫﺎ ﻣﺘﻦ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﻓﺸﺮدهاي ﻣﻲﺳﺎزﻳﻢ که ﺳﻔﻴﺪي ﺻﻔﺤﻪ را ﭼﺸﻢﮔﻴﺮ و ﻗﻮي ﺟﻠﻮ دﻫﺪ. ﮔﺎﻫﻲ اوﻗﺎت از ﺣﺮوف ﻣﺘﻦ ﺑﺮاي ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﻛﺮدن و ﻧﻮﻋﻲ رﻧﮓآﻣﻴﺰي اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ. ﭼﻮن اﻏﻠﺐ ﻣﻮاﻗﻊ ﺣﺮوف ﺳﻴﺎه ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﺎﻓﺖ ﻣﺘﻦ ﻧﻮﻋﻲ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي ﻣﻲﺷﻮد، وﻟﻲ در ﻣﻮارد ﻧﺎدري ﻛﻪ ﺣﺮوف رﻧﮕﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ،ﺣﺮوف ﻣﺘﻦ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪﺑﺎ رﻧﮓ ﻛﻠﻲ ﺻﻔﺤﻪ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ.ﺑﺎﻓﺖﻫﺎي رﻧﮕﻲ ﺑﻪ دﺳﺖ ﺧﻮاﻫﺪ آﻣﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪﻛﺎرﺑﺮدﻫﺎي ﺑﺴﻴﺎر ﻣﺒﺘﻜﺮاﻧﻪاي داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از راﻳﺎﻧﻪ داﻣﻨﻪي اﻳﻦ اﺑﺘﻜﺎرﻫﺎ ﮔﺴﺘﺮش ﻓﺮاواﻧﻲ ﻳﺎﻓﺘﻪاﺳﺖ.
اﻧﺪازه ﺣﺮوف ﺑﺎ واﺣﺪي ﺑﻪ ﻧﺎم ﭘﻮﻧﺖ ﺳﻨﺠﻴﺪه ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﻛﻮﭼﻚﺗﺮﻳﻦ واﺣﺪ اﻧﺪازهﮔﻴﺮي ﭼﺎﭘﻲ اﺳﺖ 12 ﭘﻮﻧﺖ را ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺮو ﮔﻮﻳﻨﺪ. در ﺣﺮوف ﻓﺎرﺳﻲ ارﺗﻔﺎع ﺣﺮوف در ﻗﺴﻤﺖﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺣﺮوفﭼﻴﻨﻲ، ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺛﺎﺑﺘﻲ ﻧﺪاﺷﺘﻪ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ ﮔﺎﻫﻲ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ اﻧﺪازه ﺣﺮوف ﻓﻼن ﭘﻮﻧﺖ ﻣﺸﺨﺺ، در ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﻳﻚ اﻧﺪازه ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﻲرﺳﺪ؛ ﻣﺜﻼً در ﻧﺮم اﻓﺰار زرﻧﮕﺎر اﻧﺪازهﺣﺮوف 16 ﻧﺎزك ﺳﺮﺑﻲ ﺑﺎ اﻧﺪازه ﺣﺮوف 16 ﻧﺎزك ﻟﻮﺗﻮس ﺗﻔﺎوت دارد.در ﻛﺘﺎبﻫﺎي ﻋﻠﻤﻲ و درﺳﻲ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻫﻢ دارﻧﺪ، ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي در ﻣﻮرد ﺟﺎي ﺗﺼﺎوﻳﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺴﻴﺎر ﻛﺎرﺑﺮدي و ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺑﺎﺷﺪ و ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻧﺰدﻳﻜﻲ را ﺑﻪ ﻣﺘﻦ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎﻳﺪ در ﻣﻮرد اﻧﺪازه ﺗﺼﺎوﻳﺮ و ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ اﺳﺘﻘﺮار آنﻫﺎ ﺗﺼﻤﻴﻤﻲ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ؛ ﻣﺜﻼً ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺸﺨﺺ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺗﺼﺎوﻳﺮ وﺳﻂ در وﺳﻂ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﻳﺎ دﻗﻴﻘﺎً در ﺳﻄﺢ ﺣﺮوف ﺻﻔﺤﺎت ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ، ﻳﺎ وارد ﺣﺎﺷﻴﻪ ﺷﻮﻧﺪ و ﺗﺎ ﺑﺮش اداﻣﻪ ﻳﺎﺑﻨﺪ.
راﺟﻊ ﺑﻪ ﻣﺤﻞ و ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻨﻲ ﻓﻬﺮﺳﺖ در ﻣﺠﻠﻪ ﺗﻮﺿﻴﺢ دﻫﻴﺪ.
روﺣﻴﻪ ﻛﻠﻲ ﻓﻬﺮﺳﺖ در ﻣﺠﻠﻪ ﺛﺎﺑﺖ اﺳﺖ و از ﻣﻮاردي اﺳﺖ ﻛﻪ ﻃﺮاح ان را ﻫﻨﮕﺎم راه اﻧﺪازي ﻧﺸﺮﻳﻪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻣﻲﻛﻨﺪ. وﺟﻮد ﻓﻀﺎي ﺳﻔﻴﺪ در اﻳﻦ ﺻﻔﺤﻪ اﻟﺰاﻣﻲ اﺳﺖ و ﻣﺎﻧﻨﺪ اوﻧﻴﻔﻮرم ﺟﻠﺪ، ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﺠﻠﻪ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﻃﺮﺣﻲ وﻳﮋه و ﭼﺸﻢﻧﻮاز و ﺑﻪ ﻳﺎدﻣﺎﻧﺪﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ و از ﻧﻈﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻧﻴﺰ ﺑﻪ راﺣﺘﻲ ﻣﺤﻞ و ﺷﻤﺎره ﺻﻔﺤﻪي ﻫﺮ ﻣﻄﻠﺐ را ﺑﻪﺧﻮاﻧﻨﺪه ﻣﺠﻠﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ. ﻣﺤﻞ ﻗﺮارﮔﻴﺮي ﺻﻔﺤﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ در ﻣﺠﻠﻪ، ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺻﻔﺤﻪي ﻣﺘﻦ اﺳﺖ. اﻟﺒﺘﻪ در ﺑﺴﻴﺎري از ﻣﺠﻼت، ﭘﺲ از ﺟﻠﺪ ﭼﻨﺪ ﺻﻔﺤﻪ آﮔﻬﻲ ﻣﻲآﻳﺪ و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻲرﺳﻴﻢ، وﻟﻲ ﺷﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﺒﻞ از ﺗﻤﺎم ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺠﻠﻪ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد. ﺣﻘﻮق ﻳﺎ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪي ﻣﺠﻠﻪ را ﻫﻢ ﻣﻌﻤﻮﻻ در ﻫﻤﺎن ﺻﻔﺤﻪي ﻓﻬﺮﺳﺖ اراﺋﻪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ وﺑﻪ ﻧﺪرت در ﺑﻌﻀﻲ ﻣﺠﻼت، ﻳﻚ ﺻﻔﺤﻪي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﻮق ﻳﺎ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ اﺧﺘﺼﺎص ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ.ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺠﻼت ﻳﻚ ﺻﻔﺤﻪ اﺳﺖ، اﻣﺎ ﮔﺎﻫﻲ ﻓﻬﺮﺳﺖ را در ﻳﻚ ﺳﺘﻮن ﻳﺎ ﻧﺼﻒ ﺻﻔﺤﻪ ﺟﺎي ﻣﻲدﻫﻨﺪ و ﺑﻘﻴﻪي ﺻﻔﺤﻪ ﺑﺎ ﺳﺨﻦ ﺳﺮدﺑﻴﺮ ﻛﺎﻣﻞ ﻣﻲﺷﻮد. در ﺑﻌﻀﻲ ﻧﺸﺮﻳﺎت ﻧﻴﺰ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﭼﻨﺪ ﺻﻔﺤﻪ اﺳﺖ، زﻳﺮا ﭼﻜﻴﺪه ﻫﺮ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻧﻴﺰ در آن ﮔﻨﺠﺎﻧﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﺎم ﺧﺪا ﻳﺎ ﺑﺴﻢاﷲ اﻟﺮﺣﻤﻦ اﻟﺮﺣﻴﻢ در ﻣﺠﻼت ﻓﺎرﺳﻲ زﺑﺎن ﺑﺎﻳﺪ در ﻓﻮﻗﺎﻧﻲﺗﺮﻳﻦ ﺑﺨﺶ ﺻﻔﺤﻪي ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد، ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﭼﻨﺪ ﺻﻔﺤﻪ ﻗﺒﻞ از آن ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﺑﺎﺷﺪ. ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ و اﻃﻼﻋﺎت زﻳﺮ آن ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﻤﺎرهي ﻧﺸﺮﻳﻪ و ﺗﺎرﻳﺦ ﻧﺸﺮ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ در ﺻﻔﺤﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ذﻛﺮ ﺷﻮد؛ زﻳﺮا ﺑﺮاي ﻛﺎرﻫﺎي ﭘﮋوﻫﺸﻲ از ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﺠﻠﻪ ﻳﺎ روﻧﻮﺷﺖ آن اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ وﺟﻮد اﻳﻦ اﻃﻼﻋﺎت در آن ﺿﺮورياﺳﺖ. ﺷﻤﺎره ﺻﻔﺤﺎت در ﻓﻬﺮﺳﺖ، ﻟﺰوﻣﺎَ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﺎن ﻗﻠﻢ و اﻧﺪازهاي ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻘﺎﻻت ﺑﺎ آن ﺣﺮوفﭼﻴﻨﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ؛ اﻣﺎ در ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺷﻤﺎره ﺻﻔﺤﺎت زﻳﺮ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ، ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻜﺎنﻫﺎ زﻳﺮ ﻫﻢ و دﻫﮕﺎنﻫﺎ ﻧﻴﺰ زﻳﺮ ﻫﻢ ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺧﻮاﻧﻨﺪهي ﻣﺠﻠﻪ در ﭘﻴﺪا ﻛﺮدن ﻣﻘﺎﻻت ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﻣﻮاﺟﻪ ﻧﺸﻮد. ﺷﻚ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻧﻴﺰ ﻳﻜﻲ از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺗﺼﻮﻳﺮي ﻣﺠﻠﻪ اﺳﺖ و ﺑﺎﻳﺪ از ﻧﻈﺮ ﺑﺼﺮي ﺑﺎ ﺗﻤﺎم ﻣﺠﻠﻪ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ. ﺷﺮح ﻋﻜﺲ روي ﺟﻠﺪ و در ﺻﻮرت ﻟﺰوم ﺷﺮح ﻋﻜﺲ ﭘﺸﺖ ﺟﻠﺪ ﻳﺎ ﺻﻔﺤﻪي ﺳﻪ ﺟﻠﺪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ در ﺻﻔﺤﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ و اﺣﻴﺎﻧﺎً ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻛﻮﭼﻜﻲ از روي ﺟﻠﺪ و ﮔﺎﻫﻲ ﺻﻔﺤﻪي ﭼﻬﺎر ﺟﻠﺪ اراﺋﻪ ﺷﻮد.
ﺻﺎﺣﺐ اﻣﺘﻴﺎز ﻧﺸﺮﻳﻪ ﻛﻴﺴﺖ؟
ﺻﺎﺣﺐ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻫﻢ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻢ ﺣﻘﻮﻗﻲ، اﻣﺎ ﻣﺪﻳﺮ ﻣﺴﺌﻮل ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻟﻮپ
ﻟﻮپ ﻳﻚ ذرهﺑﻴﻦ ﺧﻴﻠﻲ ﻗﻮي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻛﻤﻚ آن ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺸﺨﻴﺺ داد ﻛﻪ رو ﻫﻢ ﺧﻮردن رﻧﮓﻫﺎ درﺳﺖاﻧﺠﺎم ﺷﺪه اﺳﺖ ﻳﺎ ﺧﻴﺮ.
با زردی هزاران خزان سبز بودیم